سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۹
مفهوم انزوا طلبی در آیات و روایات اسلامی

حوزه/ در نگاه ابتدایی به متون دینی، نوعی تعارض ظاهری میان ترغیب به حضور در اجتماع و ستایش گوشه‌گیری به چشم می‌خورد. با این حال، تحلیل موشکافانه آیات و احادیث نشان می‌دهد که عزلت‌گزینی، نه یک قاعده کلی برای زندگی، بلکه نسخه‌ای استثنایی و درمانی برای موقعیت‌های ویژه است.

به گزارش خبرگزاری حوزه، تحلیل خطابات معصومین(ع) درباره صیانت نفس نشان می‌دهد سفارش به پرهیز از رفت‌وآمدهای غیرضروری، راهبردی بازدارنده برای افراد آسیب‌پذیر روحی و روشی مؤثر در مبارزه منفی علیه بدعت‌ها و انحرافات مسلط زمانه است.

پرسش:

انزوا طلبی و عزلتی که در آیات و روایات به آن سفارش شده و بر آن تأکید شده، به چه معناست؟

پاسخ:

در برابر آیات و روایاتی که مردم را به اجتماع تشویق کرده و از تفرقه از اجتماع مسلمین باز می دارد، روایاتی در منابع حدیث آمده است که نشان می دهد انزواطلبی مطلوب است، از جمله:

۱ـ پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) در حدیثی می فرمایند: «اَلْعُزْلَةُ عِبادَةٌ»(۱)؛ (گوشه گیری عبادت است).

۲ـ امام امیرالمؤمنین(علیه السلام) در حدیث دیگری می فرمایند: «مَنْ اِنْفَرَدَ عَنِ النّاسِ اَنَسَ بِاللّهِ سُبْحانَهُ»(۲)؛ (کسی که از مردم جدا شود، با خدا انس می گیرد).

۳ـ آن حضرت در حدیث دیگری می فرماید: «فِی اعْتِزالِ اَبْناءِ الدُّنْیا جَماعُ الصَّلاحِ»(۳)؛ (در جدایی از مردم دنیا، مجموعه مصلحت ها است).

۴ـ همچنین آن حضرت در حدیث دیگری می فرماید: «فِی الانْفِرادِ لِعِبادَةِ اللّهِ کُنُوزُ الارْباحِ»(۴)؛ (در جدایی از مردم برای عبادت پروردگار، گنج های پر منفعتی نهفته است).

۵ـ امام کاظم(علیه السلام) در حدیثی به «هشام بن حکم» می فرمایند: «اَلصَّبْرُ عَلَی الْوَحْدَةِ عَلامَةٌ عَلی قُوَّةِ الْعَقْلِ فَمَنْ عَقَلَ عَنِ اللّهِ اِعْتَزَلَ عَنِ الدُّنْیا وَ الرّاغِبِیْنَ فِیْها وَ رَغِبَ فی ما عِنْدَاللّهِ...»(۵)؛ (صبر بر تنهایی دلیل قوت عقل است، کسی که عقل الهی داشته باشد، از اهل دنیا و دنیاپرستان، دوری می گزیند و به آنچه در نزد خداست رغبت می ورزد). این احادیث گواهی می دهند که انزوا و دوری از مردم، نشانه عقل و دانش و سبب حضور قلب در عبادت و رسیدن به انواع فوائد است.

۶ـ در حدیث دیگری از امام صادق(علیه السلام) آمده است: «اِنْ قَدَرْتَ اَنْ لا تَخْرُجَ مِنْ بَیْتِکَ فَافْعَلْ، فَاِنَّ عَلیْکَ فی خُرُوجِکَ اَلاّ تَغْتابَ وَ لاتَکذِبَ وَ لا تَحْسُدَ وَ لا تُرائِیَ وَ لا تَتَصَنَّعَ وَ لا تُداهِنَ»(۶)؛ (اگر بتوانی که از خانه ات بیرون نروی چنین کن، زیرا اگر بخواهی بیرون بروی، نباید غیبت کنی، و دروغ بگویی و حسد بورزی و ریا کنی و تصنع و مداهنه کنی).

۷ـ امام امیرالمؤمنین(علیه السلام) می فرمود: «سَلامَةُ الدِّینِ فِی اعْتِزالِ النّاسِ»(۷)؛ (سلامت دین در گوشه گیری از مردم است).

۸ـ در حدیث آخر، از امام علی(علیه السلام) می فرمایند: «مَنْ اِعْتَزَلَ النّاسَ سَلِمَ مِنْ شَرِّهِمْ»(۸)؛ (کسی که از مردم کناره گیری کند، از شرّ آنها در امان خواهد بود).

گاه طرفداران مسأله عُزلت و گوشه گیری که در میان صوفیه و مرتاضان، هواخواهان بسیاری داشتند، به بعضی از آیات قرآن نیز توسل می جستند، از جمله آیه ۱۶ سوره کهف که می فرماید: «وَ اِذِ اعْتَزَلْتمُوهُمْ وَ ما یَعْبُدوُنَ اِلاّ اللّهَ فَأْوُوْا اِلَی الْکَهْفِ یَنْشُرْ لَکُمْ رَبُّکُمْ مِنْ رَحْمَة وَ یُهَیَّیءْ لَکُمْ مِنْ اَمْرِکُمْ مِرْفَقا»؛ (هنگامی که از آنان و آنچه جز خدا می پرستند، کناره گیری کردید، به غار پناه برید که پروردگارتان رحمتش را بر شما می گستراند، و در برابر این امر [وحشتی که از کفّار دارید] آرامشی برای شما فراهم می سازد). همچنین به سخن حضرت ابراهیم(علیه السلام) که در سوره مریم آیه ۴۸ و ۴۹ آمده است تمسک می جویند، آنجا که می گوید: «وَ اَعْتَزِلُکُمْ وَ ما تَدْعُونَ مِنْ دوُنِ اللّهِ وَ اَدْعُوا رَبِّی عَسی اَلاّ اَکُونَ بِدُعاءِ رَبّی شَقِیّاً * فَلَمّا اعْتَزَلَهُمْ وَ ما یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ وَهَبْنا لَهُ اِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ کُلاًّ جَعَلْنا نَبِیّاً»(۹)؛ (و از شما و آنچه غیر خدا می خوانید کناره می کنم و پروردگار را می خوانم و امیدوارم در خواندن پروردگارم بی پاسخ نمانم. هنگامی که از آنان و آنچه غیر خدا می پرستید، کناره گیری کرد، ما اسحاق و یعقوب را به او بخشیدیم، و هر یک را پیامبری [بزرگ] قرار دادیم).

در هر دو آیه، عُزلت و کناره گیری از جامعه وسیله جلب رحمت پروردگار و مواهب الهی شمرده شده است و این نشان می دهد که عزلت و گوشه گیری امر ناپسند و نکوهیده ای نیست. با دقت در متون آیات و روایات به خوبی ثابت می شود که مسأله عزلت و گوشه گیری در یک سلسله شرایط خاص اجتماعی، و به صورت استثنایی توصیه شده است. در مورد اصحاب کهف می دانیم که آنها در یک جامعه کافر و بی بند و بار گرفتار شده بودند و به جرم ایمانشان به خدا، تحت تعقیب بودند، و چاره ای جز فرار از شهر و دیار و پناه بردن به کوه و غار نداشتند.

در مورد حضرت ابراهیم(علیه السلام) نیز چنین بود، او نهایت تلاش و کوشش خود را در طریق مبارزه با بت پرستی تا پای جان انجام داد، ولی هنگامی که مؤثر واقع نشد و جانش در خطر بود، مأمور به مهاجرت و عزلت شد. بدیهی است این شرایط برای هر کس در هر زمان حاصل شود، چاره ای جز هجرت و عزلت نیست، اما این اصل یک اصل اساسی محسوب نمی شود بلکه یک استثناء مربوط به شرایط خاص است. در روایات نیز قرائن برای این جمع فراوان است. در آنجا که امام صادق(علیه السلام) گوشه گیری را برای خود انتخاب می کند، دلیل آن را فساد زمان و تغییر اخوان و عدم امکان همکاری با مردم آن عصر می شمرد. در حدیثی که از امیر المؤمنین علی(علیه السلام) نقل کردیم سلامت دین را در عزلت می داند که مربوط به جایی است که معاشرت با مردم به راستی دین انسان را به خطر بیفکند.

گاه بعضی از افراد شرایط خاصی دارند، و بسیار آسیب پذیر و ضعیف در برابر مظاهر فسادند، ممکن است به این گونه افراد توصیه شود، کمتر در اجتماعات ظاهر شوند. آنها شبیه افراد بسیار ضعیف المزاجی هستند که اگر در اجتماعات حاضر شوند به زودی مزاج آنها انواع بیماری ها را به خود جذب می کند، ممکن است طبیب به چنین شخصی دستور دهد کمتر در اجتماع ظاهر شود. امروز معمول است هنگامی که هوا بیش از حد آلوده می شود، به افراد ضعیف مانند کودکان و پیران و بیماران قلبی و تنفّسی توصیه می شود در خانه بمانند. بدیهی است هیچ یک از اینها یک اصل کلی نیست، بلکه مربوط به شرایط خاص اجتماعی، یا شرایط خاص فرد است. بنابراین نباید آن را به همگان و در هر زمان و مکان توصیه کرد.

حال اگر امام صادق(علیه السلام) به یکی از یارانش می فرماید: «اگر می توانی از خانه ات بیرون نروی چنین کن، چرا که از غیبت، دروغ، حسد، ریا، ظاهرسازی و مداهنه نجات خواهی یافت»، حتماً یا شرایط جامعه در آن زمان چنین ایجاب می کرده و یا آن فرد، انسان آسیب پذیر و ضعیفی بوده است. این نکته را نیز نمی توان نادیده گرفت که انسان های اجتماعی نیز برای انس به پروردگار ساعت یا ساعاتی را از روز باید به خویشتن بپردازند، مخصوصاً در ساعات آخر شب، تنها باشند و با خدا اُنس گیرند و راز و نیاز کنند، و از این فراتر، سالکان راه خدا و عاشقان پروردگار و عارفان پاکباخته در همان ساعاتی که در میان جمعند، با خدا هستند، و جز او را نمی بینند، و به غیر او انس نمی گیرند، و همه را برای او می خواهند.

گاه نیز می شود که جدایی و قهرکردن از مردمی که راه فساد را لجوجانه می پیمایند، یکی از طرق مبارزه منفی با مفاسد است، چرا که این امر سبب می شود که آنها تکان بخورند و به خویش آیند. در حالات جمعی از علما دیده می شود که وقتی مردم در فساد اصرار می ورزیدند آنها را ترک کرده و به صورت قهر از میان آنها بیرون می رفتند، و چیزی نمی گذشت که مردم احساس سرشکستگی و کمبود می نمودند، و به سراغ آن عالم رفته او را به میان خود باز گردانده و اعمال خویش را اصلاح می نمودند. همه اینها استثنائاتی است که در برابر اصل کلی اجتماعی بودن انسان قابل قبول است.

پی‌نوشت‌ها:
(۱). مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج ‏۷۴، ص ۱۸۳، باب ۷ (ما جمع من مفردات کلمات الرسول(صلی الله علیه و آله) و جوامع کلمه).
(۲). غرر الحکم و درر الکلم‏، ص ۶۲۸، قصار ۹۸۹.
(۳). عیون الحکم و المواعظ، ص ۴۷۹، قصار ۶۳.
(۴). غرر الحکم و درر الکلم‏، همان‏، ص ۴۷۹، ص ۶۲.
(۵). الکافی، کلینی، ج ‏۵، ص ۳۳۱، باب (تأکد کراهة مبیت الإنسان وحده إلا مع الضرورة و کثرة ذکر الله و حکم استصحاب القرآن و کثرة تلاوته و کراهة سلوکه وادیا وحده و مبیته علی غمر)؛ بحار الأنوار، همان، ج ‏۶۷، ص ۱۱۱، باب ۴۹ (العزلة عن شرار الخلق و الأنس بالله).
(۶). الکافی، همان، ج ‏۸، ص ۱۲۸، (حدیث نادر).
(۷). تصنیف غرر الحکم و درر الکلم‏، ص ۳۱۹.
(۸). عیون الحکم و المواعظ، همان، ص ۴۵۶، الفصل الأول بالمیم المفتوحة بلفظ من؛ غرر الحکم و درر الکلم‏، همان، ص ۵۰۶ و ۵۹۹.
(۹). قرآن کریم، سوره مریم، آیه ۴۸ و ۴۹.

منبع: اخلاق در قرآن‏، حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha